به سایت امامزادگان احمد و جعفر شهر بهمن خوش آمدید ********** منتظر دریافت پیشنهادات و انتقادات و نظرات شما عزیزان هستیم ********** با تشکر التماس دعا
اشعار و دل نوشته ها در مورد امام زادگان

بسم ا... الرحمن الرحیم
لطف و کرامت این بزرگواران {امام زادگان احمد و جعفر (ع) }افراد زیادی را شاعر و سخنور کرده و عاشقان و شاعرانی بسیاری در مدح این گوهران شعر سروده اند که انشا ا... سعی می شود در قسمت معرفی شاعران آنها را معرفی نماییم . در اینجا  تعدادی از این اشعار را با نام سراینده  جهت استفاده علاقه مندان قرار می دهیم

فهرست مطالب

ردیف

1

2

3

4

5

 

 

 نام شعر

دو نور دیده زهرا (س)

ثمری از باغ اهل بیت

گلهایی از باغ رسالت

گنجهای پنهان

گوهران بحر ولایت

دو نور دیده زهرا (س) س


این بقعه رفیع که ازعرش برتراست
قبر دو نور دیده زهرای اطهر است


احمد که گوهری بود از نسل ساجدین
دیگر زنسل کاظم آن مسمی به جعفراست


بهمن منور است زیمن قدومشان 
زیرا زنور مرقدشان پس منوراست


جبریل می زند همه دم بوسه بر درش
آن بلبلان که دراین باغ اخضراست


چندی غریب بود مدفنشان نزد خلق
آن انجمان که رفعتشان ماه انوراست


لیکن شد آشکاربه صد عز و احترام
آن بقعه ای که بر سرما خورانوراست


برگیر دامنشان تا بری تو فیض
از منبعی که چشمه آن آب کوثراست


بی معرفت میا که در این درگه امید
حاجت رواست آنکه دراوعشق برتراست


شد بانی ضریح براین اختران پاک
آن صانعی که مسمی به صفدر است


دائم غلام درگهشان هست" هاشمی"

زیرا امید لطف وکرم زان مطهراست

 

سروده حجه الاسلام والمسلمین سید حسین هاشمی تبار بیدگلی متخلص به هاشمی

 

برگشت به فهرست

 

 

ثمری از باغ اهل بیت

این بارگاه عظیم که پر نور و پرضیاست
قبر دو نور پاک زاد اولاد مرتضی است


احمد و جعفر آن دو عزیزی که از شرف
هر دو دیده را به درگهشان روی التجاست


احمد که ولد خامس زین العباد هست
باشد طبیب و بر همه دردها  دواست


وآن دیگری که جعفر از نسل کاظم است
این قریه را زشوکت او رونق وصفاست


باشند گل و ثمر از باغ اهل بیت
زین رو به شیعیان همه سرمایه و بهاست


کانون عشق و مأمن دلداگان زلطف
این مرکزی به دایره دین و هم ولاست


اینک بگیر درگه این خانه کز درش
حاجات هر کسی که شود ملتمس رواست


لیکن بیا تو به این در پی نیاز
زیرا برد نصیب هر آن کس که آشنا ست


معجز چو نو شده بهر دو گوهران
ازلطف صانعی  که به خیرات پر بهاست


امید عفو و بخشش دارزآن دو نور
بنمود هاشمی که همه خیر در بقاست


سال هزار و سیصد و هفتادودو ضریح

برمرقد دو گوهر فرخنده گشت راست

 

سروده حجه الاسلام والمسلمین سید حسین هاشمی تبار بیدگلی متخلص به هاشمی

 

برگشت به فهرست

 

 

گلهایی از باغ رسالت


این مکان ومرقد فرزندپاک مصطفی است
گر حقیقت بنگری برترزعرش کبریاست


نام نیکش احمد وازنسل زین العابدین
نوربخش شهربهمن هست تاعالم بپاست


وآن دگررا نام جعفرهست ازنسل امام
حضرت موسی کاظم آنکه مداحش خداست


نو نهالان گلستان رسالت نامشان
 چون بخوانی احمد و جعفر به عزت رواست


شاخه طوباست اینجا عاشقانه دست زن
حاجت ازاخلاص اگرآری بدین درگه رواست


بی پناهان را پناه ودردمندان را شفا
سالها اینجا پناه و ملجأ و امید ماست


شد سفارش از جناب حضرت ختمی ماب
گر کنی یاری عترت عهد ماضی را وفاست


وادی سیناست اینجا بوسه زن بردرگهش
همچوفردوس برین عطرنسیمش جانفزاست


تربت پاک شهیدان تو تیای چشم کن
جان بیماران عالم را بدین تربت شفاست


این دواخترکرده روشن شهربهمن راچوماه
نوربخش جان عاشق برغربت وآشناست


از جمال انورنوباوگان احمدی
گنبدخضرایشان ازنوریزدان باضیاست


برحریم کعبه شان کز شوق بگذاری قدم
خود تو دانی این حرم چون کعبه حق دلرباست


هرکه اظهارارادت فیض گیرد بی گمان 
زائراینان چوزائربرشهید کربلاست


این عزیزان یاوران احمد موسی بدند
آنکه خاک کوی او برچشم یاران تو تیاست


ازعنایات وکرامات دوفرزند رسول
کرده روشن این دیارونورافشان تاسماست


در شب عاشور بس دیدند نوری آشکار
هرکه آرد دست حاجت با معانی آشناست


گوئیا آن شب جناب فاطمه اینجا بدی
التیام جسم فرزندانش به اشک چشمهاست


احمدوجعفردونوگل ازگلستان رسول
میوه و گل ازگلستان رسالت کی جداست


گرکه چشم معرفت آنی حقیقت بین شود
باز داند آن زمان عز و شرافت تاکجاست


در حقیقت جان هستند آری اهل بیت
آنکه فرمودی پیغمبرسوی جنت راه راست


عترت وقرآن بردارازدل وجان دوست دار
شد مطیع هردوکس دان که محبوب خداست


زائراین هردوآنکس شد زروی معرفت
گاه رحلت زائراوحضرت شاه رضاست


در مه بهمن هزاروسیصدوهفتادودو
این ضریح باصفا براین حرم گردیده راست


واقف آن حاج صفدرصانعی پورپسر
درحقیقت او به زهد ومعرفت مرد خداست


بارالها با امامان داراو راهمنشین
با شهیدان گرشودهمراه درجنت رواست


نعمت الهی کشد برچشم خاک کوی دوست

جانفدای عترت و مداح خیل اولیاست  

 

 سروده های آقای حاج غلامعلی نعمت الهی متخلص به نعمت الهی

 

برگشت به فهرست

 

 

گنجهای پنهان

بعون لطف خداوند خالق اکبر
خلیق خلق رسالت محمد (ص) اطهر


هزار و سیصد و هفتادو دو به نیمه شعبان
رسیده مژده که آماده شد ضریح مطهر


نموده همت عالی و و گشت بانی آن
ضریح مرقد نو باوگان پیغمبر


جناب صانعی آن معدن کرامت و لطف
که بود حامی اولطف حضرت داور


هزار مرتبه رحمت به والدینش باد
جزای خیر بیاید به عرصه محشر


دو تن زآل محمد چو گنج پنهانند
دراین مکان که یکی احمد ویکی جعفر


بکی ز موسی کاظم کلید باب نجات
یکی ز زین العبادست مظهرداور


هزار مرتبه باد آفرین به همت آنان
که بهرخدمت درگاهشان نهادند سر


دلا بیا و ببین روضه  رضوان
بگوی رو بکجا می نهی بجز این در


مکن رها زکف این آستان جبریلش
به پاسبانی آن میزند بهم شهپر


بکوب حلقه باب ولایت ایشان
که منبع کرم هستند و حجت داور


کسی که بسته کمر بهر خدمتش به میان
ملک رسیده به در بانی و فلک چاکر


خدای عزت و توفیق بخشد ازهر باب
به بانیان بنا هم زاکبر و اصغر


کریم عزو جل جمله را یبامرزد
شراب وصل بنوشد زساقی کوثر


مدام پیروی ومدح آ ل طاها کن
گدایی درایشان زسلطنت بهتر

 

شعر از اقای محمد تقی نعمت الهی متخلص به فانی.

 

برگشت به فهرست

 

 

گوهران بحر ولایت

حمدخدا که مدح علی گشته کار من
مدح علی و ال او بود افتخار من


من سر نهاده بر آستان آن جناب
او غافر الذنوب و منم واجب الذاب


امید عفو روز جزا دارم از درش
 هستم کمینه غلام درگاه قنبرش


برآستان درگه او سر نهاده ام
از هر دری گسسته بدو رو نهاده ام


دست طلب بدامن اولاد او زدم
گیرند دست من همه جا از ره کرم


این خاندان که محرم اسرار داورند
نی خالقند چو خالق خود بنده پرورند


در هر مکان سلاله زهرا شود پدید
بر قلب خستگان بدمد نوری از امید


در خاکدان چو اختر تابنده روز و شب
بینی که هست بر در ایشان ید طلب


گر حلقه غلامی ایشان کنی بگوش
خوش بشنوی  به گوش دل ازغیب دان سروش


این گوهران بحر ولایت به هر دیار
باشند نهان به معجزه گردند آ شکار


لیل نهار گشته عیان بر وجودشان
خم گشته قد چرخ فلک بر وجودشان


باشد دو تن آل محمد دو جسم پاک
با نامهای  احمد و جعفر به زیر خاک


زآنها یکی نواده موسی بن جعفر است
وآن دیگری زحضرت سجاد اطهر است


در این دیار آمده و در سکون شدند
دلخون زجور این فلک نیلگون شدند


دست عدو زکینه برون شده زآستین
گشتند شهید هر دو زبیدادمشرکین


نوباوگان فاطمه با حالتی پریش
جون ماهیان در یم و غلطان به خون خویش


مانند جدشان شد لب تشنه فرات
دانند جان خویش و شدندچشمه حیات


کردند ترک عالم فانی و در بقا
یعنی به باغ خلد مکان نزد مصطفی


فانی" گرفت دامن ایشان به التجا

خواهند عطا ز در گهشان در صف جزا

 

شعر از اقای محمد تقی نعمت الهی متخلص به فانی.

 

 

 

برگشت به فهرست

*******************************

نوشته شده در تاریخ : 92/ 2
 
منوی صفحات

: منابع

اسناد اداره اوقاف آباده

کتاب گوهران تابناک

:نوشته

آقای سید حسین

هاشمی تبار بید گلی

 

 
 
 
 
 

 

 
 
 
 
کلیه حقوق این سایت متعلق به اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان آباده می باشد
.هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد
کانون فرهنگی هنری امام زاده گان احمد و جعفر شهر بهمن
التماس دعا